دلبرگ

وبسایت فرهنگی و هنری

دلبرگ

وبسایت فرهنگی و هنری

دلبرگ

---------------- www.delbarg.ir -------------

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۳ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

  • ۱
  • ۰

کمال عشق اگر آید پدیدار
بچشم تو نه درماند نه دیوار

 

دلی باید ز عشق یار در جوش
بماند تا ابد او مست و مدهوش

 

نشاید عشق را هر ناتوانی
بباید کاملی و کاردانی

 

الا تا در مقام عشق بازی
تو پنداری مگر این عشق بازی

 

که داند بردره در معدن عشق
چنان برگشتهٔ از مامن عشق

 

حقیقت عقل چون طفلی به پیشش
همیشه میخورد از شوق پیشش

 

کجا دارد ابا او پایداری
سزد گر عشق با جان پایداری

 

به پیش کار گه چون رخ نمودند
در آخر این چنین پاسخ شنودند

 

عطار


لینک مطلب در وبسایت دلبرگ

لینک کوتاه جهت انتشار:https://goo.gl/qSe7RH


جهت استفاده از آرشیو رایگان متن ، شعر ، تصویر واژه ، تصویر ، موسیقی و ویدئو به وبسایت دلبرگ سر بزنید:

www.delbarg.ir

  • دلبرگ
  • ۲
  • ۰

گر طالب راه حق شوی ره پیداست

او راست بود با تو ، تو گر باشی راست

 

وانگه که به اخلاص و درون صافی

او را باشی بدان که او نیز تراست


ابو سعید ابو الخیر


لینک مطلب در سایت دلبرگ :

http://delbarg.ir/2018/01/05/%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%a8%d9%88-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%a8%d9%88-%d8%a7%d9%84%d8%ae%db%8c%d8%b1-%da%af%d8%b1-%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%ad%d9%82/

  • دلبرگ
  • ۲
  • ۰

‍ گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
وین عالم بی‌اصل را چون ذره‌ها برهم زند

 

عالم همه دریا شود دریا ز هیبت لا شود
آدم نماند و آدمی گر خویش با آدم زند

 

دودی برآید از فلک نی خلق ماند نی ملک
زان دود ناگه آتشی بر گنبد اعظم زند

 

بشکافد آن دم آسمان نی کون ماند نی مکان
شوری درافتد در جهان، وین سور بر ماتم زند

 

گه آب را آتش برد گه آب آتش را خورد
گه موج دریای عدم بر اشهب و ادهم زند

 

خورشید افتد در کمی از نور جان آدمی
کم پرس از نامحرمان آن جا که محرم کم زند

 

مریخ بگذارد نری دفتر بسوزد مشتری
مه را نماند، مِهتری، شادّیِ او بر غم زند

 

افتد عطارد در وحل آتش درافتد در زحل
زهره نماند زهره را تا پرده خرم زند

 

نی قوس ماند نی قزح نی باده ماند نی قدح
نی عیش ماند نی فرح نی زخم بر مرهم زند

 

نی آب نقاشی کند نی باد فراشی کند
نی باغ خوش باشی کند نی ابر نیسان نم زند

 

نی درد ماند نی دوا نی خصم ماند نی گوا
نی نای ماند نی نوا نی چنگ زیر و بم زند

 

اسباب در باقی شود ساقی به خود ساقی شود
جان ربی الاعلی گود دل ربی الاعلم زند

 

برجه که نقاش ازل بار دوم شد در عمل
تا نقش‌های بی‌بدل بر کسوه معلم زند

 

حق آتشی افروخته تا هر چه ناحق سوخته
آتش بسوزد قلب را بر قلب آن عالم زند

 

خورشید حق دل شرق او شرقی که هر دم برق او
بر پوره ادهم جهد بر عیسی مریم زند


مولانا


شعر فوق را با صدای سیاوش ناظری میتوانید از وبسایت دلبرگ بشنوید

http://delbarg.ir/2017/12/25/%da%af%d8%b1-%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%af%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%af/


  • دلبرگ